سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

  •      روز پرستار، سالروز ولادت حضرت زینب است؛ این هشدار به زنان ماست: نقش خودتان را پیدا کنید. عظمت زن بودن را در آمیختن حجب و حیا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مؤمنانه، درک کنید. زن مسلمان ما این‌جور است.
  •  زینب (سلام اللَّه علیها)، هم در حرکت به سمت کربلا، همراه امام حسین؛ هم در حادثه‌ى روز عاشورا، آن سختى‌ها و آن محنت‌ها؛ هم در حادثه‌ى بعد از شهادت حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام)، بى‌سرپناهى این مجموعه‌ى به جا مانده‌ى کودک و زن، به عنوان یک ولىّ الهى آنچنان درخشید که نظیر او را نمی‌شود پیدا کرد؛ در طول تاریخ نمی‌شود نظیرى براى این پیدا کرد. بعد هم در حوادث پى‌درپى، در دوران اسارت زینب، در کوفه، در شام، تا این روزها که روز پایان آن حوادث است و شروع یک سرآغاز دیگرى است براى حرکت اسلامى و پیشرفت تفکر اسلامى و پیش بردن جامعه‌ى اسلامى. براى خاطر همین مجاهدت بزرگ، زینب کبرى (سلام اللَّه علیها) در نزد خداوند متعال یک مقامى یافته است که براى ما قابل توصیف نیست.
  •  یک مقایسه‌ى کوتاه بین زینب کبرى و بین همسر فرعون، عظمت مقام زینب کبرى را نشان می‌دهد. در قرآن کریم، زن فرعون نمونه‌ى ایمان شناخته شده است، براى مرد و زن در طول زمان تا آخر دنیا. آن وقت مقایسه کنید زن فرعون را که به موسى ایمان آورده بود و دلبسته‌ى آن هدایتى شده بود که موسى عرضه میکرد، وقتى در زیر فشار شکنجه‌ى فرعونى قرار گرفت، که با همان شکنجه هم - طبق نقل تواریخ و روایات - از دنیا رفت، شکنجه‌ى جسمانى او، او را به فغان آورد: «اذ قالت ربّ ابن لى عندک بیتا فى الجّنة و نجّنى من فرعون و عمله»؛ از خداى متعال درخواست کرد که پروردگارا! براى من در بهشت خانه‌اى بنا کن. در واقع، طلب مرگ می‌کرد؛ می‌خواست که از دنیا برود. «و نجّنى من فرعون و عمله»؛ من را از دست فرعون و عمل گمراه‌کننده‌ى فرعون نجات بده. در حالى که جناب آسیه - همسر فرعون - مشکلش، شکنجه‌اش، درد و رنجش، درد و رنج جسمانى بود؛ مثل حضرت زینب، چند برادر، دو فرزند، تعداد زیادى از نزدیکان و برادرزادگان را از دست نداده بود و در مقابل چشم خودش به قربان‌گاه نرفته بودند. این رنج‌هاى روحى که براى زینب کبرى پیش آمد، این‌ها براى جناب آسیه - همسر فرعون - پیش نیامده بود. در روز عاشورا زینب کبرى این همه عزیزان را در مقابل چشم خود دید که به قربان‌گاه رفته‌اند و شهید شده‌اند: حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) - سیدالشهداء - را دید، عباس را دید، على‌اکبر را دید، قاسم را دید، فرزندان خودش را دید، دیگرِ برادران را دید. بعد از شهادت، آن همه محنتها را دید: تهاجم دشمن را، هتک احترام را، مسئولیت حفظ کودکان را، زنان را. عظمت این مصیبت‌ها را مگر میشود مقایسه کرد با مصائب جسمانى؟ اما در مقابل همه‌ى این مصائب، زینب به پروردگار عالم عرض نکرد: «ربّ نجّنى»؛ نگفت پروردگارا! من را نجات بده. در روز عاشورا عرض کرد: پروردگارا! از ما قبول کن. بدن پاره پاره‌ى برادرش در مقابل دست، در مقابل چشم؛ دل به سمت پروردگار عالم، عرض میکند: پروردگارا! این قربانى را از ما قبول کن. وقتى از او سؤال میشود که چگونه دیدى؟ میفرماید: «ما رأیت الّا جمیلا». این همه مصیبت در چشم زینب کبرى زیباست؛ چون از سوى خداست، چون براى اوست، چون در راه اوست، در راه اعلاى کلمه‌ى اوست. ببینید این مقام، مقام چنین صدرى، چنین دلدادگى نسبت به حق و حقیقت، چقدر متفاوت است با آن مقامى که قرآن کریم از جناب آسیه نقل می‌کند. این، عظمت مقام زینب را نشان می‌دهد. کار براى خدا این‌جور است. لذا نام زینب و کار زینب امروز الگوست و در دنیا ماندگار است. بقاى دین اسلام، بقاى راه خدا، ادامه‌ى پیمودن این راه به وسیله‌ى بندگان خدا، متکى شده است، مدد و نیرو گرفته است از کارى که حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) کرد و کارى که زینب کبرى کرد. یعنى آن  صبر عظیم، آن ایستادگى، آن تحمل مصائب و مشکلات موجب شد که امروز شما مى‌بینید ارزش‌هاى دینى در دنیا، ارزشهاى رائج است. همه‌ى این ارزش‌هاى انسانى که در مکاتب گوناگون، مطبق با وجدان بشرى است، ارزش‌هائى است که از دین برخاسته است؛ اینها را دین تحویل داده است. کار براى خدا خاصیتش این است.
  • حماسه‌اى که بى‌بى زینب کبرى (سلام الله علیها) به‌وجود آورد، احیاکننده و نگه‌دارنده‌ى حماسه‌ى عاشورا شد. عظمت کار زینب کبرى (علیهاالسّلام) را نمیشود در مقایسه‌ى با بقیّه‌ى حوادث بزرگ تاریخ سنجید؛ باید آن را در مقایسه‌ى با خود حادثه‌ى عاشورا سنجید؛ و انصافاً این دو عِدل یکدیگرند.

این انسان باعظمت، این بانوى بزرگ اسلام بلکه بشریّت، توانست در مقابل کوه سنگین مصائب، قامت خود را استوار و برافراشته نگه‌دارد؛ حتّى لرزشى هم در صداى این بانوى بزرگ از این‌همه حادثه پدید نیامد؛ هم در مواجهه‌ى با دشمنان، هم در مواجهه‌ى با مصیبت و حوادث تلخ، مثل یک قلّه‌ى سرافراز استوارى ایستاد؛ درس شد، الگو شد، پیشوا شد، پیشرو شد.

  • در بازار کوفه، در حال اسارت، آن خطبه‌ى شگفت‌آور را ایراد کرد: «یا اَهلَ‌الکوفَةِ یا اَهلَ الخَتلِ و الغَدرِ اَ تَبکونَ، اَلا فَلا رَقأَتِ العَبرَةُ وَ لاهَدَأَتِ الزَّفرَةُ اِنَّما مَثَلُکُم کَمَثَلِ التِى نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوَّةٍ اَنکاثاً» تا آخر؛ لفظ مثل پولادْ محکم، معنا مثل آبِ روان تا اعماق جانها مى‌نشیند. در آن‌چنان وضعیّتى زینب کبرى مثل خود امیرالمؤمنین حرف زد؛ تکان داد دلها را، جانها را و تاریخ را؛ این سخن ماند در تاریخ؛ این در مقابل مردم در محمل اسارت. بعد هم، هم در مقابل ابن‌زیاد در کوفه، هم چند هفته بعد در مقابل یزید در شام، با آن‌چنان قدرتى سخن گفت که، هم دشمن را تحقیر کرد، هم سختى‌هایى را که دشمن تحمیل کرده بود، تحقیر کرد. شما می‌خواهید خاندان پیغمبر را به خیال باطل خودتان مغلوب کنید، منکوب کنید، ذلیل کنید؟ لِلهِ العِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلمُؤِمنین. مجسّمه‌ى عزّت است زینب کبرى، همچنان‌که حسین بن على (علیه‌السّلام) در کربلا، در روز عاشورا مجسّمه‌ى عزّت بود. نگاه او به حوادث با نگاه دیگران فرق دارد؛ [ با] آن‌همه مصیبت، وقتى دشمن می‌خواهد او را شماتت کند، می‌گوید: ما رَاَیتُ اِلّا جَمیلاً؛ آنچه دیدم زیبا بود؛ شهادت بود، داغ بود، امّا در راه خدا بود، براى حفظ اسلام بود، ایجاد یک جریانى بود در طول تاریخ تا امّت اسلام بفهمند که چه‌کار باید بکنند، چگونه باید حرکت کنند، چگونه باید بایستند.
  •  این کارِ بزرگِ حماسه‌ى زینبى است؛ این عزّتِ ولىّ خدا است. زینب کبرى از اولیاءالله است؛ عزّت او عزّت اسلام است؛ اسلام را عزیز کرد، قرآن را عزیز کرد. ما البتّه آن بلندپروازى را نداریم، آن همّت را نداریم که بخواهیم بگوییم رفتار این بانوى بزرگ الگوى ما است؛ ما کوچک‌تر از این حرفها هستیم؛ امّا باید به‌هرحال حرکت ما در جهت حرکت زینبى باشد؛ باید همّت ما، عزّت اسلام و عزّت جامعه‌ى اسلامى و عزّت انسان باشد؛ همان‌که خداى متعال با احکام دینى و شرایعِ بر پیغمبران، مقرّر فرموده است.
  • یکى از عوامل مولّد این روحیّه و این صبر در زینب کبرى (سلام الله علیها) و در دیگر اولیاءاللّهى که این‌جور حرکت کردند، صدق است؛ صادقانه با پیمان خداى متعال برخورد کردن، دل را صادقانه به راه خدا سپردن؛ این خیلى مهم است.
  •  تا آفتاب درخشان خدیجه ی کبری علیها السلام و فاطمه زهرا علیها السلام و زینب کبری علیها سلام می‌درخشد، طرح‌های کهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن کربلایی ما نه تنها خطوط سیاه ستم های ظاهری را در هم شکسته اند بلکه ستم های مدرن به زن را نیز رسوا و بی‌آبرو کرده و نشان داده‌اند که حق کرامت الهی زن، بالاترین حقوق زن است که در جهان به اصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته شدن آن است.





برچسب ها : سبک زندگی(الگوی زندگی)  , حضرت زینب(س)  ,

      

الحق والانصاف حضرت زینب، ستودنیه. هر کسی ماجرای کربلا رو که می‌شنوه، ناخودآگاه، تحسین می‌کنه این بانوی بزرگوار رو. همه مدله، اسوست و الگو؛ این صبورترین بانو و باشهامت‌ترین و مدیر و مدبرترین و ...اصلا واژه‌ها این توان رو ندارن که مقامش رو توصیف کنند و او رو به ما بشناسونن.



گرچه چند روزی از تولد این بانوی قهرمان گذشته، ولی دلم نیومد گزیده‌ای از سخنان حضرت ماه، امام سید علی خامنه‌ای رو درباره‌ی این شخصیت عظیم تو وبلاگم نذارم، خودم که واقعا نمی‌تونم در مورد این بزرگ‌بانو، چیزی بنویسم، حداقل کاری که می‌تونستم بکنم همینیه که می‌بینین. بعضی از سخنرانی‌هاشون تو جمع اقشار مختلف مثل پرستارا، بسیجی‌ها و برخی مقامات و هم‌چنین بعضی پیام‌هاشون به بعضی از کنگره‌ها رو مطالعه کردم و فقط گزیده‌هاییشونو تو این پست و پست بعدی می‌ذارم که شما هم بخونید و لذت ببرید:

 حضرت زینب سلام الله علیها

  •        زینب کبرى‌ یک نمونه‌ى برجسته‌ى تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکى از مهمترین مسائل تاریخ نشان میدهد. اینکه گفته می‌شود در عاشورا، در حادثه‌ى کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد - که واقعاً پیروز شد - عامل این پیروزى، حضرت زینب بود؛ والّا خون در کربلا تمام شد. حادثه‌ى نظامى با شکست ظاهرى نیروهاى حق در عرصه‌ى عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزى که موجب شد این شکست نظامىِ ظاهرى، تبدیل به یک پیروزى قطعىِ دائمى شود، عبارت بود از منش زینب کبرى‌؛ نقشى که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلى چیز مهمى است. این حادثه نشان داد که زن در حاشیه‌ى تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخى قرار دارد. قرآن هم در موارد متعددى به این نکته ناطق است؛ لیکن این مربوط به تاریخ نزدیک است، مربوط به امم گذشته نیست؛ یک حادثه‌ى زنده و ملموس است که انسان زینب کبرى‌ را مشاهده میکند که با یک عظمت خیره‌کننده و درخشنده‌اى در عرصه ظاهر می‌شود؛ کارى میکند که دشمنى که به حسب ظاهر در کارزار نظامى پیروز شده است و مخالفین خود را قلع و قمع کرده است و بر تخت پیروزى تکیه زده است، در مقر قدرت خود، در کاخ ریاست خود، تحقیر و ذلیل شود؛ داغ ننگ ابدى را به پیشانى او میزند و پیروزى او را تبدیل میکند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبرى‌ است. زینب (سلام اللَّه علیها) نشان داد که می‌توان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ.
  •        آنچه که از بیانات زینب کبرى‌ باقى مانده است و امروز در دسترس ماست، عظمت حرکت زینب کبرى‌ را نشان می‌دهد. خطبه‌ى فراموش نشدنى زینب کبرى‌ در بازار کوفه یک حرف زدن معمولى نیست، اظهارنظر معمولى یک شخصیت بزرگ نیست؛ یک تحلیل عظیم از وضع جامعه‌ى اسلامى در آن دوره است که با زیباترین کلمات و با عمیق‌ترین و غنى‌ترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است. قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوى است. دو روز قبل در یک بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین برده‌اند، این جمع چند ده نفره‌ى زنان و کودکان را اسیر کرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روى شتر اسارت، مردم آمده‌اند دارند تماشا می‌کنند، بعضى هلهله می‌کنند، بعضى هم گریه می‌کنند؛ در یک چنین شرائط بحرانى، ناگهان این خورشید عظمت طلوع می‌کند؛ همان لحنى را به کار می‌برد که پدرش امیرالمؤمنین بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به کار می‌برد؛ همان جور حرف می‌زند؛ با همان جور کلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا: «یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعه‌گرها، اى کسانى که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنباله‌رو اسلام و اهل‌بیت هستید؛ اما در امتحان این‌جور کم آوردید، در فتنه این‌جور کورى نشان دادید. «هل فیکم الّا الصّلف و العجب و الشّنف و الکذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود. به خودتان مغرور شدید، خیال کردید ایمان دارید، خیال کردید هم‌چنان انقلابى هستید، خیال کردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین هستید؛ در حالى که واقع قضیه این نبود. نتوانستید از عهده‌ى مقابله‌ى با فتنه بربیائید، نتوانستید خودتان را نجات دهید. «مثلکم کمثل الّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انکاثا»؛ مثل آن کسى شُدید که پشم را می‌ریسد، تبدیل به نخ می‌کند، بعد نخها را دوباره باز می‌کند، تبدیل می‌کند به همان پشم یا پنبه‌ى نریسیده. با بى‌بصیرتى، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، کرده‌هاى خودتان را، گذشته‌ى خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعاى انقلابیگرى؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بى‌مقاومت در مقابل بادهاى مخالف. این، آسیب‌شناسى است.
  •        با این بیان قوى، با این کلمات رسا، آن هم در آن شرائط دشوار، این‌گونه صحبت می‌کرد. این‌جور نبود که یک عده مستمع جلوى حضرت زینب نشسته باشند، گوش فرا داده باشند، او هم مثل یک خطیبى براى اینها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزه‌داران دشمن دور و برشان را گرفته‌اند؛ یک عده هم مردم مختلف‌الحال حضور داشتند؛ همان‌هائى که مسلم را به دست ابن‌زیاد دادند، همان‌هائى که به امام حسین نامه نوشتند و تخلف کردند، همان‌هائى که آن روزى که باید با ابن‌زیاد در مى‌افتادند، توى خانه‌هایشان مخفى شدند - اینها بودند توى بازار کوفه - یک عده هم کسانى بودند که ضعف نفس نشان دادند، حالا هم نگاه می‌کنند، دختر امیرالمؤمنین را مى‌بینند، گریه می‌کنند. حضرت زینب کبرى‌ با این عده‌ى ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما این‌جور محکم حرف می‌زند. او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. نم‌یشود زن را ضعیفه دانست. این جوهر زنانه‌ى مؤمن، این‌جور خودش را در شرائط دشوار نشان می‌دهد. این زن است که الگوست؛ الگو براى همه‌ى مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسیب‌شناسى می‌کند؛ می‌گوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفه‌تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه‌ى پیغمبر سرش بر روى نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا می‌شود فهمید.





برچسب ها : سبک زندگی(الگوی زندگی)  , حضرت زینب(س)  ,

      

تو روایات خیلی خیلی سفارش شده، مردگان و گذشتگانمون رو یاد کنیم و حداقل هفته‌ای یک بار دعا و هدیه‌ای معنوی براشون بفرستیم، به خصوص روزهای جمعه که اون‌ها به خونه‌ی اقوام نزدیک می‌رن و بهشون سرکشی می‌کنن و به شدت در انتظار یک هدیه‌ی معنوی‌ان.

در مورد همه قضاوت نمی‌کنم، ولی احساس می‌کنم حداقل خودم خیلی کوتاهی می‌کنم؛ با این همه تاکیدی که برای رفتن و سرزدن به اموات تو اسلام هست و این‌که به هر بهانه‌ای از اون‌ها یاد کنیم؛ شب و روز جمعه براشون قرآن و دعا بخونیم و این همه تسهیلی که اسلام ایجاد کرده که می‌شه حتی یک سوره رو برای هزاران نفر بخونی و هدیه کنی و این‌که همین سوره‌ی ظاهرا شراکتی، چقدر ثواب و گشایش و آسایش برای اموات ایجاد می‌کنه، نمی‌دونم چرا این‌قدر ما کوتاهی می‌کنیمL

ولی در واقع تو این پست می‌خواستم دو تا روش قشنگ که از نزدیک دیدم رو بگم، که گفتم این مقدماتو هم بهش اضافه کنم!

و اما اون دو تا روش:

اولیش مال چند سال پیشه، اون موقع‌ها برادر کوچکم 5 سالش بود و پدربزرگم مرحوم شده بود و من ازدواج کرده بودم و قم ساکن بودم و برای تعطیلات رفته بودم شهرستان پیش مامان بابا؛ خیلی خوشم اومد که چند بار به بهانه‌های مختلف تا حرف از پدربزرگم می‌شد، برادر 5 ساله‌ام سریع می‌گفت: حالا که اسمش اومد اول، 3 تا صلوات براش بفرستیم و بعد حرفتونو ادامه بدید! و بعد خودش بلندتر از همه صلوات میکشید. خیلی خیلی برام جذاب بود. یه چیزی بیش از حد!

دومیشم مال 4 سال پیش بود که پدرهمسرم مرحوم شد؛ بعد از اون قضیه تقریبا هر دفعه که بابام پسرِ من امیرمهدی رو می‌بینه و یا من و بابام می‌شینیم و کمی صحبت می‌کنیم؛ حتی تا الان هم؛ همیشه یکی دو تا خاطره از پدرهمسرم تعریف می‌کنه و یادش می‌کنه و یه دعایی خودش میخونه که خدا روحش رو شاد کنه و از ما هم متقابلا می‌خواد و همه براش صلوات می‌فرستیم.

واقعا از این روش بابام لذت می‌برم و خیلی زیاد خوشم میاد.

 یاد امواتی که دستشون از دنیا کوتاهه و به شدت محتاج یاد کردنِ ما(نه فقط یادِ خالی، بلکه همراه دعا) هستند، واقعا یکی از فرهنگ‌های اسلامیه که احساس می‌کنم خیلی مورد بی‌مهری و بی‌توجهی واقع می‌شه. البته مثلا تو روایات داریم که وقتی از جاده‌ها عبور می‌کنید و قبرستان‌های شهرها رو می‌بینید، براشون فاتحه و دعا و صلوات بفرستید و اصلا همین عبور شما از نزدیک این قبرستان‌ها برای اون‌ها حقی ایجاد می‌کنه که شما براشون از این دست هدایای معنوی بفرستید و واقعا وقتی در حین عبور و بدون حتی پیاده شدن می‌شه امواتی که حتی یک صلوات مختصر و مفید هم تو کارشون، گشایش ایجاد می‌کنه رو این‌قدر خوشحال کنه، چرا ما این‌قدر دریغ می‌کنیم و بی توجهیم؟






برچسب ها : سبک زندگی(یاد اموات)  ,

      

 

قسمت اول:

ماهواره متاسفانه خیلی ناجور تو جامعه و بین مردممون جا باز کرده. کافیه بریم پشت بوم و نگاه کنیم که رو چن تا از پشت بوم‌های اطراف خونمون از این بشقاب‌ها هست. بشقاب‌هایی که دین و شرع و تمام زیر و بم زندگی ما رو هدف گرفتن. نمی‌دونم واقعا چطور برخی خانواده‌ها این‌قدر راحت اجازه می‌دن تو خانوادشون ماهواره آزاد آزاد باشه. چند روز پیش که رفته بودم پسر 7 ساله‌ام، امیرمهدی رو از مدرسه بیارم خونه، دیدم چند تا از بچه‌های هم‌مدرسه‌ایش، دارن در مورد تبلیغات ماهواره با هم صحبت می‌کنن و این‌که فلان جنس رو از طریق همین تبلیغات ماهواره‌ای خریدن. راستش، هیچ وقت به این نزدیکی ماهواره رو حس نکرده بودم. البته جسته و گریخته چیزهایی دیده بودم، یا خونده بودم و یا شنیده بودم؛ ولی اون روز، دم مدرسه‌ی پسرم و از همسالای اون در مورد ماهواره و تبلیغاتش شنیدم و خطر رو خیلی خیلی نزدیک‌تر حس کردم.

 

ماهواره

حقیقتش، اولین بار بحث ماهواره رو تو«نی‌نی سایت» تو قسمت تبادل نظر دیدم؛ شاید 5 سال پیش و شاید هم بیش‌تر. اون موقع می‌دیدم که خیلی از تهرانی‌های عضو این سایت، میان و در مورد فیلم‌های شبکه‌های ماهواره ای بحث می‌کنن و البته چقدر پست‌ها که از اثرات مخرب ماهواره تو خونه‌هاشون گله کرده بودند. خانم‌هایی که خودشون مدام به خیانت فکر می‌کردند و یا همیشه احساس شک داشتند نسبت به همسرانشون و یا فکر می‌کردند که همسرانشون مثل مردان اون سریال‌ها و فیلم‌ها، عمل می‌کنن و یا از بس این سریال‌ها رو دیده بودن، خودشون هم، دوست داشتن همه چیزشون، از نوع پوشش لباس و کیف و کفششون گرفته تا نوع چیدمان خونه‌ و لوازمش و هم‌چنین تعاملات و مهمانی‌ها و عروسی‌هاشون؛ دقیقا مثل همون سریال‌ها باشه، و از طرفی این مشابه‌سازی برای جامعه ایران اسلامی و زن مسلمان شرقی، کلی تناقض ایجاد می‌کرد و سردرگمی و زندگی‌های سرد و ... . ولی همیشه یکی از داغ‌ترین مباحث تو همچین فروم‌هایی تأثیرات خیلی خیلی بد ماهواره روی بچه‌ها بود. روی فرشته‌ها و امیدهای زندگی پدر و مادرها. یادم نمی‌ره که یک بار می‌خوندم که یک مادری نوشته بود، که تو مهدکودک دخترش، بچه‌ها چه حرف‌هایی رد و بدل می‌کردند و چه رفتارهایی و چقدر خودشون رو دقیقا مثل شخصیت کارتون‌های ماهواره می‌دونن و همون حرف‌ها رو دقیقا به پدر و مادرهاشون می‌زنن و همون خواسته‌ها رو دارن. این‌که یه بچه خردسال بیاد و از دوستی با جنس مخالفش حرف بزنه و یکی از رویاهای همیشگیش ازدواج و رابطه و ...باشه و یا پسر کوچیکی که به چند تا دوست دختر و چند تا همسر و پارتی فکر کنه و یا به ...(واقعا شرم‌آوره و نمی‌شه گفت) و یا دختری که فکر می‌کنه باباش به مادرش خیانت می‌کنه و یا پسرها خیلی منفی‌اند و نمی‌شه باهاشون ارتباط داشت و نباید به هیچ پسری دل بست و  از اون طرف از همون خردسالی همیشه، آرایش غلیظ و موهای آن‌چنانی و لباس‌های آن‌چنانی، باید از مهم‌ترین دغدغه‌ها باشه و اصلا دختر بودن یعنی همین دغدغه‌ها و یا پسری که به این باور می‌رسه که از همون ابتدا به دختران به وسیله‌ای برای استفاده جنسی نگاه کنه و در واقع دختران زیادی رو بازیچه‌ی خودش کنه و... .

واقعا چطور می‌شه انتظار داشت، از مجریانی که هر روز نوعی از فسادهای بی‌شرمانه‌شون لو می‌ره، درس‌های مفید و مطالب آموزنده یاد گرفت؟!

قسمت دوم:

 اوائل، اکثرا مباحث می‌چرخید حول مطالبی مثل شکسته شدن حریم بین همسران و دختر و پسرها و خیانت و طلاق و روابط باز و مسائل جنسی که متاسفانه، حضور پررنگ ماهواره داشت این مسائل رو کاملا عادی می‌کرد و این حالتِ تابوشون رو می‌شکست و دیگه بچه‌های کوچیک هم مبتلا به این مسائل می‌شدن. خیلی خیلی برای من تاسف‌بار بود و تکون‌دهنده که چطور خانواده‌ها به خودشون اجازه می‌دن بچه‌های کوچیک هم بیننده تمام این مسائل باشن. مسائل و صحنه‌هایی که حتی بزرگ‌ترها هم مجاز به دیدنش نیستند و چقدر مخربه براشون، بالطبع رو خردسال‌ها، که یکی از بارزترین خصلت‌هاشون، ضبط و تصویربرداری از همه‌ی صحنه‌های اطرافه، اثرات خیلی خیلی زیان‌بارتری می‌ذاره. اصولا ماهواره از ابزارهاییه که متاسفانه خیلی خیلی حیا رو تو خونه‌ها از بین می‌بره و از بین رفتن حیا، واقعا خطریه که تو احادیث و روایات هم اشاره شده که چقدر بی‌حیایی، خانمان‌سوزه و در واقع ماهواره، ابتدا روابط رو عادی جلوه می‌ده و ناهنجارها را هنجار و تماشای این هنجارشکنی‌ها از طریق اثرگذاری بر ناخودآگاه ما، منجر به ارتکاب همین هنجارشکنی‌ها از طریق تماشاگران می‌شه.

کم رنگ شدن غیرت آقایان، روابط باز بین نامحرم‌ها و افزایش طلاق، رسیدن به بلوغ زودرس و کلا پایین آمدن سن بلوغ، بی‌رنگ شدن حیا و اشاعه‌ی فحشا و در نتیجه فرزندان نامشروع و مشکلات فراوان دیگه‌ای که دنیای غرب خودش متحمل شده و ضربه‌های سختی هم از اون‌ها خورده، حالا با زیرکی اون‌ها و کم‌کاری و کم‌توجهی مسئولین و دست‌اندرکاران و خودِ ما مردم، باعث شده جامعه‌ی ما و مردمِ ما هم، با این مسائل و مشکلات درگیر بشن و ماهواره با قدرتِ تمام داره این ویروس‌ها رو تو جامعه‌ی ما و بین مردمِ کوچه و بازار ما و هم‌‌چنین سطوح بالای ما پخش می‌کنه.

 قبل‌ترها، فقط عده محدودی ماهواره داشتن و پای این بشقابِ نشردهنده‌ی انواعِ فسادها، هنوز به پشت بوم‌های خونه‌های شهرستان‌ها باز نشده بود و خیلی اثرات ماهواره تو جامعه آشکار نشده بود...

گذشت و گذشت تا ماجرای فتنه‌ی سال 88 پیش اومد و تأسیس چند شبکه‌ی ماهواره‌ای فارسی‌زبان تو ایام نزدیک انتخابات و فعالیت‌های خیلی وسیع این ظاهرا دایه‌های دلسوزتر از مادر. دایه‌هایی که خودشون رو خیلی مهربان‌تر و دغدغه‌مندتر از مادران نشون دادند و با فعالیت وسیعشون، عده‌ی زیادی از به خصوص تهرانی‌ها رو تو دام فریب خودشون گیر انداختن؛  هماهنگی‌ها برای رأی دادن و شرکت در انتخابات، و بعدتر برای آشوب‌ها و رمز تقلب و فتنه و ماجراهایی که همه، طیِ 8 ماه دیدیم، تا به روز قشنگ بصیرت، یعنی «9 دی» رسیدیم. یعنی تا اون روز از بارزترین اثرات مخرب و بسیار بسیار ضربه‌زننده‌ی ماهواره، شاید همین فتنه 88 بود. البته به موازات این اثر بزرگ، اثرات زیان‌بار دیگه‌ی ماهواره هم‌چنان به همون قوت سابق و حتی بیش‌تر پابرجا بود و این اثرات متاسفانه آروم آروم داشت ریشه‌ی باورها و اعتقادات مردممون رو می‌زد و البته هم‌چنان هم می‌زنه و به گفته‌ی آقای ضرغامی، امروز بیش از 136 شبکه‌ی فارسی‌زبان ماهواره‌ای در حال فعالیتند! به راستی واقعا، شبکه‌هایی که همه‌ی دست‌اندرکاراش، بارها ثابت کردند دشمنیشون رو با ما، از سر مهر و دلسوزی و محبت، این شبکه‌ها رو تأسیس کردند؟

قسمت سوم:

گفتیم که متاسفانه حتی تو محله‌های معمولی و حتی فقیرنشین هم وقتی پشت بوم‌ها رو نگاه می‌کنی، می‌بینی اکثرا ماهواره دارن و بچه‌ها و جوون‌ترها و دختر و پسر و پدر و مادرها، هر کدوم یه جور متأثر از جوی که ماهواره ایجاد کرده، تو جامعه حاضر می‌شن و رفتار می‌کنن. هنجارهای دینی و اجتماعی رو به راحتی و هر روز بارها همه شاهدیم که جلوی چشممون می‌شکنن و کسی دم برنمیاره. دیگه عادی شده، نوع پوشش جوون‌ترها تو جامعه و نه فقط تو چهاردیواری خونه. لباس‌های نامناسب و تنگ و چسبان و حتی مثلا ساپورتی که تو خود کشورهای غربی به خاطر مفسده‌های فراوانش تو مراکز آموزشی ممنوع شده؛ تو جامعه‌ی ما به برکت ماهواره، از دختران خردسال تا زنان گاها مسن هم، به راحتی و حتی تو جمع‌های مذهبی هم، استفاده می‌کنن. مدل صورت و مو و لباسِ جوون‌ترها هم که اصلا قابل بررسی نیست، گاهی اوقات!

متاسفانه مثل یک ویروسِ همه‌گیر، که همه جای بدن رو از اساس درگیر می‌کنه و بیمار و آلوده، ماهواره تو همه‌ی اقشار و همه‌ی حوزه‌ها، از پوشش و رفتار و کردار و نوع صحبت و نوع ظاهر چهره و خونه و حتی نوع و سبک زندگی و حتی مباحث عمیق و عقلی و فلسفی و دینی با شدت تمام رسوخ کرده و ریشه‌ها رو با سنگین‌ترین ضربه‌ها می‌زنه و دقیقا به همین خاطره که حضرت ماه، امام عزیزمون، چند وقتیه که داره خیلی روی مسئله‌ی «سبک زندگی» تأکید می‌کنه؛ این‌که باید سبک زندگی اسلامی کاملا شفاف و روشن و ریز به ریز و جزء به جزء بین مردم جامعه بیان بشه و مبلغان دینی و آگاهان، برای مردم همه‌ی جوانب این مسئله رو مطرح کنن و واقعا خیلی قشنگ رهبر عزیزمون تیر رو دقیقا زدن تو خال، که بهترین خنثی‌کننده‌ی این ضربه‌ی دشمن تو این تهاجم، همین تبیین مصادیق و روش‌های زندگی اسلامیه و کاراترین راه‌حل مبارزه هم، آموزش و بعد هم بهره‌گیری از سبک زندگی اسلامیه. حالا ما وبلاگ‌نویس‌ها به نوبه‌ی خود، حوزویان و مبلغان دینی و اساتید هم به نوبه‌ی خود باید، اول، با نهایتِ توان، خودمون رو، با واکاوی دستورات دینی در مورد سبک زندگی اسلامی، مسلح کنیم؛ و بعد از اون هم، با تمام توانمون تو عرصه‌ی این جنگ، جهاد کنیم و تا زمان دستیابی به پیروزی، که همون پیاده شدن سبک زندگی اسلامی در جامعه، و در نتیجه خودداری آگاهانه‌ی هم‌وطن‌هامون از استفاده و دیدن ماهواره و طرد اختیاری و نه اجباری ماهواره از پشت‌بام‌هاست، از نفس نیافتیم و اصلا خسته نشیم و حواسمون باشه که وظیفه‌ی بسیار سنگینی روی دوشمون هست.

من تو این مطلب، با احترامِ فراوان، از همه‌ی دوستان می‌خوام که تا می‌تونن؛ اولا خودشون رو تو مباحث دینی حسابی بالا بکشن و بعد با تمام توان و از همه‌ی فرصت‌ها استفاده کنن تا بقیه‌ی افراد جامعه رو هم بالا ببرند و حواسشون باشه که دو حوزه‌ی خیلی مهمی که با تیرِ ماهواره نشونه گرفته شده، یکی نهاد مقدس خانواده و تک‌تکِ اعضا و روابط و رفتارها و پوشش‌هاشونه؛ و دیگری هم مسائل بنیادین و زیربنایی دینی که شبهه‌افکنی‌های ماهواره‌ای دشمن، تو این زمینه هم، باید خنثی بشن و عرصه‌ی این جنگ مهم، تلاش خیلی جدی و وقفه‌ناپذیر شبانه‌روزی رو می‌طلبه.

 

 






برچسب ها : ماهواره  ,

      




+ سلام، سئوال در مورد برنامه‌های اندروییدی و حافظه موبایل دارم، کسی پاسخگو هست؟(چشمک)

+ سلام، کسی هست در مورد اندرویید و بازار بتونه به چن تا سئوال ابتدایی و ساده من جواب بده؟

+ سلام،از نواهایی که خاطره شدن و راجع به امام رضان، چند تا می خوام، کسی لینکشونو نداره؟



+ سلام، کمک می خوام!

+ سلام، کسی از این فلش های جالب رمانتیک نداره برا همسری روزشو تبریک بگیم؟

+ صراحت انقلابی!

+ سلام دوستان، ببخشید یه سئوال در مورد متن گذاشتن تو پارسی بلاگ:

+ سلام دوستان


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]
[ Designed By Ashoora.ir ]