سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

امام خامنه ای

حرفای امروز اماممون خیلی دل سوزوند. یادمه اون موقع ها که تو جریان 18 تیر دلمون خیلی سوخت, حداقلش می گفتیم, اینا رسما اعلام می کنن نظریاتشونو و این که با چه مبانی ای مشکل دارن؛ ولی این روزا کسایی امام ما رو ناراحت کردن که همه دم از ولایت می زنن و داعیه ولایت مداری دارن. دولت اصول گرا و محلس ولایی.دلم شکست

______________

الان حداقل دیگه همه باید حواسمونو جمع کنیم که به قول امام خامنه ای, هر چی دشمنا تو دشمنیشون متحدتر می شن و محکم تر, ما هم تو رفاقت هامون محکم تر بشیم و پابرجاتر.






برچسب ها : سیاسی  , بیانان آقا  ,

      

 

حیا و عفت مقوله‌ایه که خیلی تو جامعه لازمه و کمتر کسی پیدا می‌شه که ادعا کنه، وجود حیا مضره و بی‌فایده و تا حدی مزایای وجود حیا برای اکثریت مردم، بدیهیه و می‌شه گفت همه مردم میزانی از حیا رو واجدند؛ گرچه این میزان، بین اقشار مختلف و دو جنس مرد و زن، بالا پایین زیادی داره. در منابع دینی هم زیاد به مقوله حیا پرداخته شده و پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) تو حدیثی حیا رو به عنوان یکی از 5 سنت پیامبران برشمردند و در حدیثی دیگر فرمودند: حیا خوب است؛ ولی برای زنان بهتر است. یا در یه حدیث دیگه وجود نازنینشان فرمودند: حیا ده جزء دارد؛ نه جزء آن در زنان است و یک جزئش در مردان. احادیث این‌شکلی که اهمیت حیا رو به خصوص در زنان نشون می‌دن، زیادن و بنای من، تو این پست، بیان اون‌ها نیست. گرچه امیدوارم به‌زودی بتونم به مقوله‌های دیگه‌ای از حیا هم بپردازم؛ ولی اینجا می‌خوام از کم‌رنگی و یا حتی بی‌رنگی مقوله حیا تو مغازه‌ها و در نتیجه گسترشش در سطح اجتماع بنویسم.


 واقعا جای تاسف داره که مردان جوان و اکثرا مجردی پیدا می‌شن که صاحبان مغازه‌های لباس زیر زنانه‌اند و به راحتی در جامعه پذیرفته شدند و بدتر از اون، این‌که لباس‌های زیر رو در ویترین مغازه و یا بر تن مانکن‌ها، می ذارن و از اون هم بدتر و در واقع، فاجعه این‌که بعضی خانم‌ها به راحتی از چنین مغازه هایی خرید می‌کنن و حتی بر سر سایز لباسشون، با فروشنده، مشورت هم می‌کنن! واقعا شرم‌آوره و جای تاسف فراوان داره و متاسفانه دیگه همه به وجود چنین مغازه‌هایی عادت کردیم و ظاهرا اوضاع کاریشون هم خوبه. البته وقتی لباس شب‌ها و پیراهن و تی شرت و شلوار و انواع لباس‌های زنانه که پوشیدنشون در برابر مردان نامحرم، حرامه، جنس مغازه‌های با فروشندگان مرد شدند، و در پی اون، مردان صاحب مغازه، خودشون برای مشتریان خانم سایز لباس و رنگ و مدل لباس رو پیشنهاد دادن و بعد از گذشت مدتی، کار به جایی رسید که خانم مشتری، خودش برای انتخاب لباس، از فروشنده مردـ که البته اکثرا جوان هم هستند ـ سئوال ‌پرسید که کدوم مدل و رنگ به من میاد و یا کدوم سایزش به من می‌خوره، باید پیش‌بینی این حدی که امروز شاهدش هستیم، هم می‌شد؛ که این مسئله حتی تا حد لباس خصوصی و زیر هم پیش بره. در مورد این مسئله، قلمم واقعا شرمش میاد که چیزی بنویسه و جز تاسف و خجالت، چیزی نصیبش نمی‌شه؛ همون طور که صاحب این قلم هم، هر بار حین عبور از کنار مغازه‌های این‌چنینی فقط به اصطلاح باید لب بگزه و احساسی جز خجالت و زیبایی فرو رفتن در زمین رو نداشته باشه.

ـــــــــــــــ

چقدر زیبا می‌گفت آیت الله جوادی آملی که؛ اتفاقا بحث شاغل بودن زنان جای بحث و بررسی فراوان دارد.....و مثال دیگرش در باب فروشندگی زنان است، چقدر خوب است که پاساژهایی باشد، اختصاصی زنان. که در آن‌ها صاحبان تمامی مغازه‌ها، بانوان باشند و همه احتیاجات زنان در چنین پاساژهایی تامین شود و دیگر یک خانم در جامعه اسلامی برای خرید طلا و لباس‌های مختلف و هرگونه مایحتاجش اعم از اختصاصی و غیرش، به مردان نامحرم مراجعه نکند. و البته این امر، بسیار به نفع هم خود بانوان و هم مردان و در کل، جامعه می‌شود.


پی‌نوشت: حتی تصورش هم خیلی برام قشنگه که چنین پاساژهایی در هر شهر باشه و هم منِ خانم خیلی راحت برم خرید و هم دائم پسران و مردان جامعه، در ویترین مغازه‌های کشور اسلامی، مدام با صحنه‌های زننده مواجه نشوند و چقدر چنین جامعه‌ای در سلامت خواهد بود. و البته این انتظار کاملا به‌جاست که همان طوری که پارک بانوان و بخش متروی بانوان و سایر فضاهای اختصاصی بانوان در کشور اسلامی تاسیس شده، پاساژهای اختصاصی بانوان هم داشته باشیم و من گمان می‌کنم با درخواست‌های مکرر افراد چه در سطح مجازی و چه در سطح جامعه، ان شاء الله این خواسته محقق شود.

 






برچسب ها : حیا و پوشش  , سبک زندگی  ,

      

امام خمینی

مسلمین «ید واحده» باید باشند.اینقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند، جهات شرعی را حفظ بکنند، جهات اخلاقی را حفظ بکنند. هی این به او بدگویی کند، او به این بدگویی کند، این اسباب ناراحتی مسلمانهاست. آقایان می‌گویند، مسلمانها می‌گویند، خوب ما خون بچه‌هایمان [را] داده‌ایم، یک قبرستان اینجا پر است از جوانهای ما، قبرستانهای شهرستان پر از جوانهای ماست که در راه این مملکت و در راه این اسلام اینها کشته شده‌اند. حالا که اینها کشته شده‌اند، آقایان آمده‌اند از خارج و از داخل، با هم نشسته‌اند دعوا می‌کنند. سر چه میراثی دعوا می‌کنید؟ میراث پدر کدامتان است؟ یک قدری آرام باشید. یک قدری توجه کنید به مسائل. هر وقت هر کدام صحبت [می‌] کنید به ضد دیگری نباشد که این خلاف آداب اسلام است، خلاف آداب مسلمین است، خلاف انسانیت است، خلاف مشی انبیا و مشی اولیاست. نکنید این کار را. یک قدری آرام باشید. یک قدری هوای نفس را کنار بگذارید، اشتهار را کنار بگذارید.تمام گرفتاریهای ما سر این هوای نفسی است که ما داریم. اعدا عدوّ  انسان این نفْس انسان است که در بین جنبیه است. این اعدا عدوّ انسان است. یک قدری جلویش را بگیرید، یک قدر مهار کنید.(1)


اگرمکتب اسلام را حفظ بکنید مطمئن باشید که هیچ قدرتی به آنها آسیب نمی‌رساند. یکی از تعلیمات مکتب ما این است که با هم متفق باشیم. هرکسی برضد یکی دیگر بگوید ازمکتب خارج شده است و     اصلا به درد ایران دیگر نمی‌خورد. دولت بخواهد مجلس را تضعیف کند مجلس بخواهد دولت را تضعیف بکند تمامی اینها برخلاف مکتب اسلام و مخالفت بامکتب اسلام است. بایداین آقایان همانطورکه مدعی هستند اسلامی هستیم باید در عمل،قول،خطابه،حرف،نوشته وروزنامه‌هایشان نشان بدهندکه ما مسلمانیم.این چه مسلمانی است که هر روزنامه که برای یک طایفه است به دیگری فحاشی میکند؟ ما چه جوابی به مردم باید بدهیم؟ که مردم باید بگویند چه خبر است که مجلس با رئیس جمهور و رئیس جمهور با مجلس اینگونه می‌کند؟ چرا صدای مردم را درمی‌آورید؟ من از لسان اسلام نصیحتشان می‌کنم که باهم اختلاف نکنید. چه میراثی هست که می‌خواهید قسمت کنید و سرش اختلاف می کنید؟ این همه مردم جوان‌هایشان را دادند و میراث برای شما گذاشتند که شما اینطور توی سرهم بزنید و فساد ایجاد کنید؟ میراث پدرکدامتان است که اینگونه می‌کنید؟ یک قدری باهم رفیق و برادر و دوست باشید. 


____________

1. صحیفه امام خمینی. ج 13. ص 80

2. سخنرانی امام در 15/5/59


 






برچسب ها : سیاسی  ,

      

 

لبیک یا خامنه ای

 

از خود گذر کنیم که این خان آخر است       این انقلاب   بیمه عباس   و اکبر  است


تحریم  می‌کنند که تسلیممان    کنند       غافل   از اینکه دل،به بلاها شناور است


با سکه  و  دلار  نداریم     کار       ما        ما را به سر، هوای  اشارات  رهبر است


  ای نایب الامام  بفرما که  جان  دهیم         جانی که عاشقانه فدای تو سرور است



جان می‌دهیم وننگ ملامت نمی‌خریم        حرف  امام خامنه‌ای حرف آخر    است

 






برچسب ها : سیاسی - مذهبی  ,

      


تولید ملی/سرمایه ایرانی

 

اگر شما درِ داد و ستد را با ما ببندید و بنجل‌های خودتان را به طرف مملکت ما سرازیر نکنید، به نفع ماست. برای این‌که روحیه کار، نشاط، تلاش و تولید پیدا خواهیم کرد.

_________________

از فرمایشات حضرت ماه

 






برچسب ها : تولید ملی  , سرمایه ایرانی  ,

      

انتقاد

 

انتقاد کردن رو باید به کمترین حد ممکن رساند. از هر کسی؛ از والدین، بچه‌ها، همسر، دوست و... . تازه وقتی هم که انتقاد می‌کنیم، واقعا باید نیتمون رفع ابهامی باشه که برامون ایجاد شده و بعد هم خیرخواهی برای طرف مقابل، نه خورد کردن طرف مقابل و یا خنک شدن دل خودمون یا کم نیاوردن در برابر طرف و دعواهای کودکانه. این نیت صددرصد در نحوه انتقاد ما اثر می‌ذاره و باعث نتیجه‌گیری خوبی می‌شه.

نکته مهم دیگه در انتقاد هم اینه که در انتقاد از هر کسی، حتی اگه به طرف مقابل هم نگیم، خودمون باید حواسمون به نقاط قوت طرف هم باشه. این واقعا نکته کلیدی و کارگشاییه.

اگه انتقادمون رو با چاشنی یه پیشنهاد سازنده هم همراه کنیم، درصد نتیجه مثبت خیلی زیاد می‌شه.

یه نکته دیگه هم این‌که، وقتی کسی داره ازمون انتقاد می‌کنه، باید با دقت تمام به حرفاش گوش بدیم، و بعد از این‌که اجازه دادیم، فرد همه حرفاشو با آرامش (و یا حتی عصبانیت) زد، بدون این‌که همون لحظه بخوایم بهش بپریم و یا حتی با آرامش جوابشو بدیم، بهترین کار اینه که سکوت اختیار کنیم و بگیم که در مورد انتقاداتش، فکر می‌کنیم و اگر واقعا انتقادات روا بود، برای اصلاحشون سعی ‌می‌کنیم. این سکوت، خیلی اثر جالبی می‌ذاره و واقعا برای کنترل بحث و دعوا و ایجاد انس و محبت اثر داره.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دل‌نوشت: خدایا مهارت سکوت رو در من ایجاد کن؛ که خیلی بهش محتاجم.

 






برچسب ها : انتقاد  ,

      


امروز جشن تولد یکی از عزیزترین‌ها بود. آره، درسته؛ انقلاب. انقلاب جمهوری اسلامی ایران. خیلی خوش گذشت. هم دیشب ساعت 21 که همه مردم، همه با هم شروع این تولد رو جشن گرفتیم و چقدر با شکوه همه زبان به الله اکبر باز کردیم و هلهله کردیم برای تولد عزیزمون و هم امروز که دیگه سنگ تموم بود. با شکوه هر چه بیشتر، همه، کوچیک و بزرگ ( حتی پسر ریزه میزه من!) و زن و مرد اومده بودن و تو این جشن حاضر شده بودن.

آمریکا حسابتو میرسیم

هر کاری می‌کنم، نمی‌تونم قشنگی و عظمت این جشن رو تو قالب کلمات بیارم. به من که خیلی خوش گذشت و هر ثانیه این جشن رو تو پوست خودم نمی‌گنجیدم.

آخر جشن هم رفتیم حرم خانم معصومه(سلام الله علیها) تا بگیم که ما بعد 34 سال، هنوز پشت بهترین رهبر دنیا هستیم و انقلاب اسلامیمون از جونمون هم باارزش‌تره، چه برسه این نون و خوردنی‌ها که فقط خوراک شکمن و کم و زیادش اثری رو عقاید محکم ما نمی‌ذارن و دشمن هر چی هم تحریم کنه، حریف ماها نمی‌شه. ما مردم ایران، کسایی نیستیم که انقلابی رو که بیش‌تر از سیصدهزار شهید پاش خون ریختن به خاطر یه نون و آب کم ارزش، تنها بذاریم و رهبر واقعا عزیزتر از جان خودمون و بچه ها و مامان باباهامونو، تنها بذاریم.







برچسب ها : سیاسی  , راهپیمایی  ,

      

 

 

دعوای کودکانه و زشت شما خطاست/نفس شما به حضرت ابلیس مبتلاست


وقتی که خصم منتظر یک بهانه است/آیا جدال و جنگ در این روزها رواست؟


این رهبر عزیز دلش خون شد از شما/حتما دوباره گفت که عمار من کجاست


امواج فتنه می رسد از هر طرف ولی/کشتی نوح را چه غم از ورطه بلاست


این انقلاب کشتی اولاد احمد است/ این پور حیدر است که بر عرشه ناخداست


جواد محرابی

ــــــــــــــــــــــــــــ

حضرت ماه: 

«البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هیچ اشکالى هم ندارد - دو نفر مسئولند، رفیقند، اختلاف نظر هم دارند؛ همیشه هم بوده است - اما اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاى گوناگون، به اختلاف علنى، به گریبانگیرى، به مچ‌گیرى در مقابل چشم مردم منتهى شود؛ چون آن اختلافات آنقدر اهمیت ندارد. یک وقت یک چیزهاى مهمى است، خب مردم باید مطلع شوند؛ اما این اختلافاتى که انسان مى‌بیند بین این حضرات هست، چیزهائى نیست که اینقدر اهمیت داشته باشد که حالا با ادعاهاى گوناگون، ما اینها را بزرگ کنیم، جلوى چشم مردم نگه داریم، به اینها اهمیت بدهیم؛ که اهمیتى هم ندارد. اختلافات را نباید علنى کرد؛ اختلافات را نباید به مردم کشاند؛ احساسات مردم را نباید در جهت ایجاد اختلاف تحریک کرد. از امروز تا روز انتخابات، هر کسى احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده.»

 

 






برچسب ها : سیاسی  , اختلاف  ,

      

 

همیشه تو ایام فرجه امتحانات، کلی کارهای عقب مونده یادم میاد و تو همون حین درس خوندن، کلی برا ایام بعد از امتحاناتم برنامه‌ریزی می‌کنم، که اگه امتحانام تموم شد چنین و چنان می ‌کنم و دیگه از وقتم بهترین استفاده رو می‌کنم و نمی ذارم مفت مفت از دستم بره و... . ولی نمی دونم چرا تا امتحانا تموم می‌شن، دوباره این تب تنبلی میاد سراغم و من می‌مونم و این همه دورریز گنج گران‌بهای زمانقابل بخشش نیست

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعد چن‌تا پست قبلی یه حرفایی هم با خدا زدم که گفتم این‌جا بنویسم:


خدایا کاری کن که از پذیرش نقش و مسئولیت جدید هیچ واهمه‌ای نداشته باشم و همچنین کمکم کن تا همه استعدادهایی که تو بهم بخشیدی رو شکوفا کنم و ازشون قشنگ‌ترین استفاده‌ها رو بکنم. 


 خدایا طوری کن که باورم بشه فرصتم برا آزمون مهم زندگی و بندگی خیلی خیلی کمه و من واقعا شب امتحانیم و باید از حتی ثانیه‌های زندگی‌ای که تو بهم هدیه دادی، استفاده کنم؛ تا تو آزمون مهمی که تو داری ازم می‌گیری، الف بشم    .


خدایا ارزش وقت و زمان رو به من بباورون! 


خدابا مدیریت زمان و برنامه‌ریزی دقیق و عمل کردن بهش رو به من یاد بده.

 

 

 






برچسب ها : دل‌نوشته  ,

      

 

یه مسئله دیگه هم اینه که ما همیشه حسرت ایام گذشته و وقت‌هایی رو که مفت از دست دادیم، رو می‌خوریم. مثلا من همیشه پیش خودم فکر می‌کنم، اگه الان برگردم دوران دبیرستان، یا روز اول دانشگاه، یا اوائل ازدواج، یا دوران فعالیت‌های دانشجویی، خوابگاه، مادری و... چه کارها که نمی‌کنم و متاسفانه این افسوس، به جای این‌که حداقل منجر بشه از حال خودم خوب استفاده کنم، فقط در حد همون افسوس، می‌مونه.

و مسئله دیگه، اینه که توانایی‌های ما آدما همیشه در مواجهه با مسئولیت‌ها و مشکلات و پذیرش نقش‌های بیشتر، شکوفا تر می‌شن و همین مسئله هست که باعث می‌شه ما برای گذشتمون افسوس بخوریم. چون وقتی تو موقعیتی قرار می گیریم با کلی بار مسئولیت بالاتر و تازه می‌فهمیم که چقدر توانایی داریم و جربزه، اون موقع است که می‌گیم پس چرا از زمان‌های قبلیمون خوب استفاده نکردیم. مثلا وقتی من هم دانشجو شدم  و همزمان هم دانشجو بودم و هم همسر و هم دختر بابا مامان، تازه فهمیدم که چه جوری می‌شه، این مسئولیت‌ها رو با هم جمع کرد و از عهده این وظایف براومد. و یا وقتی نقش مادری یک نوزاد به قبلی‌ها اضافه شد؛ یا مادری یک کودک خردسال و بعد اضافه شدن نوزاد جدید و طی این ایام، وظایف دیگه‌ای از قبیل عروس خانواده‌ای بودن، خواهر شوهر بودن و زنداداش بودن، انجام کار فرهنگی و مربی بودن و گاهی مشاور بودن، سنگ صبور بودن و  مسئول جایی و کاری بودن و ....همه این وظایف و مسئولیت‌ها، نقش مدیریت زمان رو پررنگ می‌کرد و در نتیجه باعث می‌شه به این فکر بیفتم که مثلا وقتی من با دو تا بچه و کلی وظیف دیگه می‌تونم ایام فرجه امتحاناتم رو طوری مدیریت کنم که به کلی کار برسم، پس چرا از ایام دیگه زندگی استفاده غیر مفید می‌کنم و فقط به تماشای گذر ثانیه‌های باارزش عمرم نشستم(افسوس:() و اصلا به خاطر همینه که خیلی‌ها به راحتی تن به پدیرش مسئولیت جدید و نقش جدید نمی‌دن، چرا که فکر می‌کنن با محول شدن یک نقش جدید بهشون، دیگه نمی‌تونن با آرامش به کارهاشون برسن و همه چی به‌هم می‌ریزه.(مثلا خیلی از دختر و پسرا به همین دلیل به سختی تن به ازدواج می‌دن و یا خیلی از زوج‌های جواون، به سختی زیر بار پدر و مادر شدن میرن و یا شاغل شدن و یا در حال شدیدش حتی ادامه تحصیل و ...) ولی من خودم معتقدم که اگه کسی با برنامه‌ریزی تن به هر نقش جدیدی که بده، کلی مدیریت زمان یاد می‌گیره و کلی به گنج بودن زمان معتقدتر و البته ملازم‌تر می‌شه. بزرگی می‌گفت گاهی اون موقع‌ها که بچه نداشتم و یا یه دونه بچه داشتم ـ گرچه همون موقع هم به آدم برنامه ریز و دقیقی شهره بودم ـ رو با زمان حال خودم که چن تا بچه دارم مقایسه می‌کنم و واقعا می‌بینم که الان خیلی بهتر از لحظه لحظه‌های عمرم استفاده می‌کنم و البته خیلی هم موفق ترم و آثار و فعالیت‌های بیشتری دارم و این در حالیه که خیلی ها به بهانه موفقیت‌های بیشتر و طی کردن پله‌های ترقی، از خیلی از نقش‌ها و وظایف جدید چشم می‌پوشن.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت: خدایا به من جرات رویارویی و پذیرش نقش‌های جدید رو بده و کمکم کن که هر چه بهتر و بیشتر مسلط شدن بر زمان رو یاد بگیرم و اوقات محدود عمرم رو بهتر بگذرونم.

 






برچسب ها : زمان  ,

      
   1   2      >




+ سلام، سئوال در مورد برنامه‌های اندروییدی و حافظه موبایل دارم، کسی پاسخگو هست؟(چشمک)

+ سلام، کسی هست در مورد اندرویید و بازار بتونه به چن تا سئوال ابتدایی و ساده من جواب بده؟

+ سلام،از نواهایی که خاطره شدن و راجع به امام رضان، چند تا می خوام، کسی لینکشونو نداره؟



+ سلام، کمک می خوام!

+ سلام، کسی از این فلش های جالب رمانتیک نداره برا همسری روزشو تبریک بگیم؟

+ صراحت انقلابی!

+ سلام دوستان، ببخشید یه سئوال در مورد متن گذاشتن تو پارسی بلاگ:

+ سلام دوستان


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]
[ Designed By Ashoora.ir ]